نمونه ازبهترین عبارات عاشقانه
۱
) "ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم." – سام کین
2) "
من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت." – جولیا رابرتز
3) "
دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم." – ناشناس
4) "
زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست، بلکه در یک سو نگریستن است." – آنتونیو دو سنت اگزوپری
5) "
در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد." –هانس نوون
6) "
عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید." –کی نودسن
7) "
اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل کف دست بود." – ناشناس
8) "
بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند—باید آنها را با قلبتان احساس کنید." –هلن کلر
9) "
این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند." – فرانکلین پی جونز
10) "
اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست." – هرمان هسه


+ نوشته شده در
Fri 10 Apr 2009ساعت 18:12  توسط aref
|

جواني و كابوس كراك
...
كراك ارزانتر از پودر كوكائين بود و بهطور گسترده در دسترس مردم، خصوصاً افراد فقير قرار گرفت
. كشيدن كراك عامل اصلي شيوع آن است.
كراك براي اولين بار از كوكائين تهيه و در اواخر تابستان و اوايل پاييز سال 1985 ميلادي وارد بازار شهر نيويورك شد.كراك خطرناكترين ماده اعتيادآوري است كه تاكنون به بازار آمده است. اين ماده به حدي وابستگيآور است كه يك بار مصرف آن فرد را معتاد ميكند. اوج شيوع كراك در دهه 1980 بود.
كراك ارزانتر از پودر كوكائين بود و بهطور گسترده در دسترس مردم، خصوصاً افراد فقير قرار گرفت. كشيدن كراك عامل اصلي شيوع آن است.
متاسفانه بسياري از جوانان از خطرات كراك كه بتازگي وارد كشور شده و مصرف آن هر روز رو به افزايش است با خبر نيستند؛ اين در حالي است كه به گفته متخصصان، مصرف كننده كراك يا كريستال بيش از يك سال زنده نخواهد ماند.
در حال حاضر، مواد مخدر كل دنيا را تهديد ميكند و ايران كه يكي از كشورهاي هدف براي قاچاقچيان مواد مخدر است، بيشتر در معرض خطر قرار گرفته است. گزارشها حكايت از آن دارد كه از 2 سال گذشته و به صورت گستردهتر از سال گذشته مواد مخدر صنعتي مانند آمفتامينها، متانفتامينها و اكستازيها از طريق كشورهاي اروپايي به وسيله مسافرها وارد كشور ميشود.
كراك و كريستال بيشتر از افغانستان در مكانهايي كه آمريكاييها حضور پر رنگي دارند توليد و وارد كشور ميشود كه ميتوان گفت توليد اين گونه مواد مخدر در افغانستان و قاچاق كراك كاملا سازماندهي شده است؛ چرا كه توليد مواد مخدر در افغانستان از زماني كه آمريكاييها وارد كشور شدهاند، به 5 برابر خود رسيده است.
در همين راستا اخبار و شواهدي نيز مبين اين مطلب است كه اين مواد از سوي مافياي روسيه توليد و در ايران پخش ميشود. اما كراك چيست و چه عوارضي دارد؟
كراك نوعي ماده محرك از مشتقات كوكائين است كه تا حد امكان اشباع شده است يعني يك گرم كراك از 10 تا 100 گرم هروئين ساخته شده، ولي قيمت آن به مراتب ارزانتر از هروئين و اعتياد آن در مقايسه با هروئين بسيار شديدتر و قويتر است.
بيشتر جوانان فكر ميكنند كراك چيزي در حد قرصهاي روانگردان و اكستازي است و به همين دليل از مصرف آن وحشت ندارند و اين شروع يك فاجعه است. با توجه به ميزان شيوع كراك در ميان نسل جوان، به نظر ميرسد اعتياد به كراك علاوه بر جنبه تفريحي به عوامل اجتماعي و اقتصادي نيز مرتبط باشد.
معتاد به كراك هرگز نميتواند بيشتر از يك ماه زندگي عادي داشته باشد و پس از يك ماه يا دائما در حال چرت زدن و خماري است، يا در حال درد كشيدن.
پس از يك ماه مصرف كراك، مصرف به 3 يا 4 برابر روز اول ميرسد و تعداد دفعات مصرف روزانه به 10 بار در روز افزايش مييابد.
تدخين كراك براي شخص، حس نشاط ظاهري به وجود ميآورد كه كمتر از 5 تا 7 دقيقه طول ميكشد و پس از آن با ايجاد افسردگي حاد و احساس بي ارزش بودن و ولع زياد براي مصرف اين ماده ادامه مييابد و در مراحل بعد ترك اعتياد را مشكل ميكند و بيشتر به همين علت است كه معتادان به كراك كمتر اقدام به ترك آن و وضعيت خويش را بحرانيتر ميكنند.
كراك بشدت، مغز، كبد و قلب را تحت تأثير قرار ميدهد و موجب التهاب اين اعضا ميشود. تحت تأثير عوارض منفي كراك اجزايي كه در تماس مستقيم با دود كراك هستند ، ذره ذره نابود ميشود و ميپوسد.
اجزاي داخلي بدن عفونت ميكند و در برخي موارد ديده شده است در مصرفكنندگاني كه به مدت طولاني از اين ماده استفاده ميكنند، ميزان عفونت به اندازهاي است كه اجزاي بدن از هم جدا ميشوند؛ يعني گوشت زير پوست دچار عفونت شده و به اصطلاح كرم ميزند.
اما اثرات كوتاه مدت كراك شبيه آمفتامين است، ولي مدت زمان كوتاهتري دارد. احساس افزايش انرژي، چابكي و سرخوشي، افزايش ضربان قلب و نبض و تنفس، كاهش اشتها، رنگ پريدگي، تحريك و هيجان، بيقراري، لرزش دستها، توهمات شديد حسي، اغتشاش ذهني، گيجي، درد پا، فشار قفسه سينه، تهوع، تيرگي بينايي، تب، تشنج و مرگ، اثرات مهلك اين ماده خانمانسوز به شمار ميرود.
+ نوشته شده در
Fri 10 Apr 2009ساعت 18:6  توسط aref
|
+ نوشته شده در
Fri 10 Apr 2009ساعت 18:0  توسط aref
|
+ نوشته شده در
Fri 10 Apr 2009ساعت 17:57  توسط aref
|
بررسي علل گرايش جوانان امروزي به شركت در ميهمانيهاي ريو ترجمة دكتر ليلا پرورش
نيكي مانند هزاران جوان ديگر ميخواست در يك ميهماني رِيو
(Rave) شركت كند. او براي فرار از مشكلات و گذراندن لحظاتي شاد به همراه دوستانش ميخواست در اين ميهماني شركت كند. يكي از آنها يك بطري اكستازي در ماشين خود داشت. نيكي و دوستانش هركدام قسمتي از مايع داخل بطري را نوشيدند. پس از گذشت زماني نهچندان طولاني، آثار دارو نمايان شد. نيكي رقصيد و رقصيد و رقصيد. در حقيقت او نيرويي فراتر از توان خود يافته بود. يكي از دوستانش روز بعد به پليس گفت: «نيكي هيچچيز نميفهميد.» صبح فردا، نيكي را مرده پيدا كردند. علت مرگ او مسموميت با داروي اكستازي بود.
رقص با اكستازي
اكستازي يكي از مشهورترين مواد اعتيادآور رايج در ميان جوانان امروزي است
. بر اساس آمارهاي تخميني، 8/2 ميليون جوان در سراسر دنيا حداقل يكبار در طول عمر خود از اين ماده استفاده كردهاند و بسياري از آنان، با وجود آگاهي از مخاطرات احتمالي، مصرف اين ماده را ادامه ميدهند. اكستازي يا «داروي طراح» مادهاي است كه در ميهمانيهاي ريو مصرف ميشود. ميهمانيهايي كه شركتكنندگانشان ساعتهاي متمادي با موسيقي الكترونيكي و رقص نور ميرقصند. در اين قبيل ميهمانيها، مواد شاديآور و فرحبخش مصرف ميشود. معمولاً ريو را در فضاهاي باز يا غيرقابل كنترل مانند پاركهاي جنگلي و انبارهاي متروكه برگزار ميكنند. ولي گاه در محافل خانگي نيز چنين مجالسي برپا ميشود. هزاران جوان در اين ميهمانيها، كه بيش از دو روز طول ميكشند، شركت ميكنند. اكستازي ميل به خوردن و خوابيدن را مهار ميكند؛ در نتيجه، اين افراد ميتوانند بدون نياز به خوردن و خوابيدن در ميهمانيهاي چندروزه شركت كنند. البته گاه كمآبيهاي بسيار شديد و خستگي مرگبار شركتكنندگان را از پا درميآورد.
همة شركتكنندگان ميهمانيهاي ريو اكستازي مصرف نميكنند
. ولي همة آنها شاهد مصرف اين قرصها خواهند بود. فروشندگان اين قرصها ميگويند كه اكستازي بيخطر است. شما را آرام ميكند و دركتان را بالا ميبرد. كمك ميكند تا شادتر باشيد و بهتر زندگي كنيد. اما اين حالات تنها مدتزمان كوتاهي وجود دارند. اكستازي شادي كاذبي را در شما بهوجود ميآورد و پس از گذشت چند روز، بدترين لحظات زندگيتان را تجربه خواهيد كرد.
بر اساس نتايج آماري، در فاصلة سالهاي 1998 تا 1999، موارد مرگ ناشي از مصرف اكستازي 400 درصد افزايش يافته است. همچنين، از سال 1996 تا 1999، اورژانس بيمارستانهاي سراسر دنيا با 9 برابر افزايش شمار مسموميت با اكستازي مواجه شدهاند. يعني، تعداد موارد مسموميت در اين دورة زماني از 319 نفر به 2850 نفر رسيد. اكثريت قربانيان كمتر از 25 سال سن داشتند. بعضي از جوانان معتقدند كه ميزان اكستازي مصرفشده در اين ميهمانيها بسيار بيشتر از مقادير حقيقي گزارش شده است. آنها براي كاستن از نگراني والدينشان، مخاطرات ناشي از مصرف اكستازي را جزئي جلوه ميدهند.
يكي از علل افزايش مصرف اين دارو تبليغات غلط در مورد آن است
. مبلغان آن ميگويند كه آثار مضر اين دارو بيشتر از الكل و تنباكو نيست. هر فردي كه در ميهماني ريو شركت ميكند، در معرض خطر استفاده از اكستازي قرار ميگيرد. شروع مصرف اين ماده، حتي در حد يك تجربه، مرگآور است. كساني كه زندگيشان با مصرف اين دارو نابود شده است از اين قرص با عنوان كوكائين ميهماني ريو نام ميبرند.
سازمان غذا و داروي امريكا شمار مصرفكنندگان اكستازي را در سال
2001، 1/8 ميليون نفر ذكر كرده است. به نظر ميرسد كه اين رقم در سال جاري در حدود 5/6 ميليون نفر افزايش يافته باشد. در فاصلة سالهاي 1995 تا 2001، تعداد افراد 10 تا 18 سالهاي كه از اين ماده استفاده كردهاند در حدود 140 درصد افزايش يافته است. همچنين، 92 درصد افرادي كه مصرف اكستازي را شروع كردهاند، بعدها به مواد ديگري مانند ماريجوانا، آمفتامين، كوكائين و هروئين روي آوردهاند.
مادهاي نشاطآور براي جوانان
هر فردي ممكن است به دلايل مختلفي داروهاي نشاطآور را امتحان كند
. بسياري از جوانان تحت تأثير سخنان دوستان خود، در مورد ايجاد احساسات هيجانانگيز كاذب و از بين رفتن ممنوعيتهاي اخلاقي، از اين ماده استفاده ميكنند. تنش و مشكلات خارج از توان فرد مشوقي نيرومند براي مصرف چنين موادي است، اما به تنهايي نميتواند دليل قانعكنندهاي براي شروع مصرف آنها باشد. بعضي افراد براي رهايي از آلام ناشي از صدمات روحي يا مشكلات جسمي به اين داروها پناه ميآورند. فرار از افسردگي، رسيدن به آرامش، داشتن زندگي شادتر، و ايجاد تنوع در روند يكنواخت و مأيوسكنندة زندگي از ديگر دلايل روي آوردن جوانان به اين قبيل مواد است.
اما علت هرچه باشد، اين داروها راهحلي موقتي براي فرار از مشكلات هستند و پس از محو آثار مصرف آنها، مشكلات و احساسات ناخواسته، به شكلي شديدتر و سختتر از حالت اوليه، درك ميشوند
. به مرور، فرد به مقدار بيشتري از اين داروها براي تحمل مشكلات جديد خود نياز خواهد داشت. ليز، يك مصرفكنندة اكستازي، ميگويد: «در يك ميهماني ريو، مردي كه به مقدار زياد و بهطور مداوم اكستازي مصرف ميكرد، خود را پرتقال ميدانست. يكي ديگر از مصرفكنندگان فكر ميكرد كه مگس است و به دفعات سرش را به شيشة پنجره ميكوبيد.»
قرص عشق
(Love Pill)
اكستازي قرص عشق نيز خوانده ميشود
. اين قرص ادراك شخص را از رنگها و اصوات به ميزان زيادي افزايش ميدهد و در هنگام برقراري رابطة جنسي، درك حسي ناشي از لمس شدن و نوازش را بالا ميبرد. اكستازي يك قرص توهمزاست و بر مغز اثر ميگذارد. مواد توهمزا تصاوير را در مغز افراد مخلوط ميكنند. آنها ميتوانند تداعيگر صحنههاي غمانگيز يا هراسناك زندگي گذشتة فرد باشند. گاه شخص بدون آنكه آگاه باشد، اين تصاوير را در ضمير ناخودآگاه خود حفظ كرده است. مصرف قرصهاي عشق باعث افسردگي، گيجي، اضطراب بيش از حد، بدبيني، جنون گذرا و اختلالات رواني ميشود.
ممنوعيت استفاده از اكستازي
اكستازي در تقسيمبندي دارويي در گروه اول قرار داده شده است
. به اين معنا كه هنوز مصارف پزشكي اين داروي خطرناك تأييد نشده است. از ديگر اعضاي اين گروه دارويي ميتوان به هروئين، كوكائين، ال اس دي (LSD) و آمفتامين اشاره كرد. در كشور امريكا، جريمة به همراه داشتن اين ماده و پخش يا توليد آن از 100 هزار دلار جريمة نقدي تا 99 سال زندان متغير است. يك مصرفكنندة دائمي اكستازي ميگويد: «اگر هر شب اكستازي بخوريد، سرما وجودتان را فرا ميگيرد. كليههايتان از كار ميافتند و پادرد خواهيد داشت. لبها و انگشتانتان را آنقدر ميجويد كه به خونريزي ميافتند.»
چند توصيه به معتادان داروهاي نشاطآور
هرچند كه آثار جانبي ناشي از قطع مصرف اكستازي در نظر مصرفكننده غيرقابل مهار و وحشتناك است، باز هم راهحلهايي وجود دارد
. اولين قدم، فهميدن علت اعتياد فرد به مادة اعتيادآور است. در سال 1969، هنگامي كه مصرف اينگونه مواد به حداكثر خود رسيده بود، محققي نوشت: «فردي كه افسرده و دردمند است و با دارودرماني از لحاظ جسمي به آرامش نميرسد، خودبهخود كشف ميكند كه با استفاده از مواد مخدر آرام ميشود.» بسياري از افراد به اشتباه تصور ميكنند كه با مصرف مواد شاديافزا «بهتر ميشوند»، «بهتر فعاليت ميكنند» يا «شادتر ميشوند». اين فقط يك هذيان است. اين مواد دير يا زود جسم و روان را نابود ميكنند. فشار زندگي مدرن، انسان امروزي را در خود غرق كرده است. اما باز هم راهحلهايي وجود دارد.
ورزش، رژيم غذايي، پيادهروي طولانيمدت همراه با مشاهدة طبيعت باعث القاي احساس رضايت و آرامش ميشود
. صحبت با يك فرد قابل اعتماد در مورد مشكلات ميتواند كمككننده باشد. مصرف مواد اعتيادآور و شاديافزا راهحل واقعي مشكلات زندگي نيست. نتايج و تبعات مصرف اين داروها بسيار بدتر و وحشتناكتر از مشكلات اوليهاي است كه فرد براي رهايي از آنها به اين مواد پناه آورده است. روي آوردن به مواد و داروهايي از اين قبيل پا گذاشتن در جادة ناهمواري است كه فرد براي رسيدن به جهنم انتخاب ميكند.
جوانان اميدهاي آيندهاند
. والدين بايد با فرزندان خود صحبت كنند و وقت بيشتري را به آنها اختصاص دهند. به مشكلات جوانان گوش فرا دهيد. آرزوهايشان را بشنويد. از تلاشهاي آنها، هرچند بدون نتيجه باشد، قدرداني كنيد. تواناييهاي آنها را تمجيد و روحيهشان را تقويت كنيد. با آنان در مورد داروهاي خطرناك و استفادة نابجا از آنها صحبت كنيد. شما ميتوانيد زندگي فرزند خود nرا نجات دهيد.
+ نوشته شده در
Fri 10 Apr 2009ساعت 17:37  توسط aref
|